اخباریادداشت موضوعی

بحران اقتصاد دیجیتال ایران کمبود متخصص نیست

چرا تربیت ۵۰۰ هزار متخصص، اقتصاد دیجیتال را نجات نمی‌دهد؟

اقتصاد دیجیتال بیش از هر زمان دیگری به سرمایه انسانی وابسته است، اما آیا مشکل امروز ایران کمبود نیروی متخصص است یا نبود اقتصادی که بتواند این نیروها را جذب، حفظ و به ارزش اقتصادی تبدیل کند؟ به این صحبت ها توجه کنید:

غلامحسین محمدی، معاون وزیر تعاون، کار و رئیس سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور در همایش گروه رسانه‌ای دنیای اقتصاد با عنوان «چشم‌انداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» با هشدار نسبت به کمبود نیروی متخصص در اقتصاد دیجیتال، گفت: مهم‌ترین چالش این حوزه نه مهاجرت، بلکه تربیت نیروی انسانی متناسب با سرعت تحولات فناوری است.

وی همچنین با اشاره به نیاز روزافزون کشور به نیروی متخصص اضافه کرد: امروز ایران تنها در حوزه امنیت سایبری به حدود پنج هزار نیروی متخصص نیاز دارد، اما در حال حاضر چنین نیروهایی را تربیت نمی‌کنیم. به گفته وی، بر اساس برآوردهای برنامه هفتم توسعه، کشور در مجموع به حدود ۵۰۰ هزار نیروی متخصص در حوزه‌های مختلف اقتصاد دیجیتال نیاز خواهد داشت.

اظهارات اخیر رئیس سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور درباره نیاز ایران به ۵۰۰ هزار نیروی متخصص، بار دیگر بحث سرمایه انسانی را به گفت ‌و گو های اقتصاد دیجیتال بازگردانده است. با این حال، مسئله اصلی شاید نه تعداد متخصصان، بلکه کیفیت اکوسیستمی باشد که قرار است این سرمایه انسانی در آن فعالیت کند.

سرمایه انسانی؛ مهم‌ترین سرمایه اقتصاد دیجیتال

اگر اقتصاد صنعتی بر ماشین‌آلات و سرمایه فیزیکی بنا شده بود، اقتصاد دیجیتال بر دانش، مهارت و خلاقیت نیروی انسانی استوار است. توسعه هوش مصنوعی، رایانش ابری، امنیت سایبری، اینترنت اشیا و تحلیل داده، تقاضا برای مهارت‌های جدید را به سرعت افزایش داده و بسیاری از کشورها رقابت خود را نه بر سر منابع طبیعی، بلکه بر سر جذب و تربیت نیروی متخصص متمرکز کرده‌اند.

از این منظر تأکید رئیس سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور، بر ضرورت توسعه آموزش‌های مهارتی و فاصله گرفتن از نگاه صرفاً دانشگاه ‌محور، با روندهای جهانی همسو است. امروز در بسیاری از مشاغل اقتصاد دیجیتال، توانایی حل مسئله و مهارت عملی بیش از مدرک دانشگاهی تعیین‌کننده است. اما آیا این تمام ماجراست؟

مسئله فقط عرضه نیروی انسانی نیست

اظهارات اخیر بیش از آنکه به اقتصاد دیجیتال نگاه کند، به نظام آموزش می‌نگرد. در این روایت، فرض بر آن است که اگر تعداد بیشتری برنامه‌نویس، متخصص امنیت سایبری یا کارشناس هوش مصنوعی تربیت شود، مسئله اقتصاد دیجیتال نیز حل خواهد شد در حالی که تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد آموزش، تنها یکی از اجزای زنجیره توسعه است.

سرمایه انسانی زمانی به موتور رشد تبدیل می‌شود که در کنار آن سرمایه‌گذاری، بازار، دسترسی به فناوری، فضای رقابتی و سیاست‌گذاری پایدار نیز وجود داشته باشد. بدون این عناصر، آموزش به تنهایی به افزایش ظرفیت عرضه نیروی کار منجر می‌شود؛ نه الزاماً افزایش اشتغال یا خلق ارزش.

اقتصاد دیجیتال بدون تقاضا و ثبات رشد نمی‌کند

اقتصاد دیجیتال بازاری است که بر پایه تقاضا شکل می‌گیرد. اگر استارتاپ‌ها با محدودیت سرمایه مواجه باشند، اگر سرمایه‌گذاری خطرپذیر کاهش یابد، اگر شرکت‌های فناوری امکان توسعه بازار نداشته باشند و اگر نا اطمینانی‌های اقتصادی و مقرراتی ادامه پیدا کند، حتی تربیت صدها هزار نیروی متخصص نیز الزاماً به توسعه اقتصاد دیجیتال منجر نخواهد شد.

نیروی انسانی زمانی ارزش اقتصادی ایجاد می‌کند که بتواند وارد چرخه تولید، نوآوری و صادرات خدمات دیجیتال شود. در غیر این صورت، شکاف میان عرضه و تقاضای نیروی متخصص روزبه‌روز عمیق‌تر خواهد شد.

 بهره‌وری حلقه مفقوده بازار

به نظر می رسد که ادبیات جهانی اقتصاد دیجیتال طی سال‌های اخیر از بحث تعداد نیروی انسانی عبور کرده است. امروز پرسش اصلی این نیست که یک کشور چند متخصص تربیت می‌کند، بلکه این است که چگونه با استفاده از فناوری، هوش مصنوعی و مهارت‌های دیجیتال، بهره‌وری نیروی کار را افزایش می‌دهد.

ممکن است کشوری با نیروی انسانی کمتر اما بهره‌وری بالاتر، ارزش افزوده بیشتری نسبت به کشوری با نیروی انسانی فراوان اما فاقد زیرساخت و بازار رقابتی تولید کند.

از همین رو، سیاست توسعه سرمایه انسانی نباید صرفاً به افزایش تعداد افراد آموزش ‌دیده محدود شود؛ بلکه باید بر ارتقای کیفیت مهارت‌ها، نوآوری و توان خلق ارزش اقتصادی متمرکز باشد.

توسعه نامتوازن، چالش واقعی اقتصاد دیجیتال است

واقعیت این است که اقتصاد دیجیتال ایران بیش از آنکه با بحران آموزش مواجه باشد، با توسعه‌ای نامتوازن روبه‌رو است.

(در مارکتینگ نیوز مطلبی با عنوان اقتصاد دیجیتال ایران در تله رشد ناموزون در این باره منتشر کردیم) در یک سو، از تربیت صدها هزار نیروی متخصص سخن گفته می‌شود اما در سوی دیگر سرمایه‌گذاری محدود، بازار کوچک، نااطمینانی‌های سیاستی، ضعف ارتباط با بازارهای جهانی و کاهش رشد برخی کسب ‌و کارهای فناوری، ظرفیت جذب همین نیروها را محدود می‌کند.

در چنین شرایطی، حتی اگر نظام آموزشی بتواند نیازهای مهارتی را تأمین کند، بدون اصلاح سایر اجزای اکوسیستم، بخش مهمی از این سرمایه انسانی یا بلااستفاده خواهد ماند، یا مسیر مهاجرت و همکاری با بازارهای خارجی را انتخاب خواهد کرد.

و در نهایت نکته بسیار مهمی که مسئولان تصمیم گیر در ایران باید در نظر بگیرند این است که اقتصاد دیجیتال نه فقط به آموزش، بلکه همزمان به سرمایه‌گذاری، ثبات مقررات، بازار رقابتی، دسترسی به فناوری و محیط با ثبات نیاز دارد که بتواند دانش را به ارزش اقتصادی تبدیل کند.

همایش بررسی چشم انداز اقتصاد دیجیتال ایران در سال ۱۴۰۵
همایش بررسی چشم انداز اقتصاد دیجیتال ایران در سال ۱۴۰۵

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا