اخبارپیشنهاد سردبیرمطالب ویژهیادداشت موضوعی

ایونت پر سر و صدای نسل آلفا؛ نشانه‌ای از آینده بازار یا یک هیجان زودگذر

از یک تجمع نوجوانانه چه می‌توان درباره آینده بازار آموخت

بازار همیشه با گزارش‌های تحقیقاتی تغییر نمی‌کند گاهی تغییر، خودش را در دل یک پدیده یا اتفاق روزمره نشان می‌دهد.

ازدحام هزاران نوجوان برای دیدار با نیما تکیدو، یوتیوبر و اینفلوئنسر نوجوان در ایران ‌مال را می‌توان از منظرهای مختلفی تحلیل کرد، از پیامدهای اجتماعی و فرهنگی گرفته تا نقش شبکه‌های اجتماعی در شکل‌دهی به سلیقه نسل جدید.

اما شاید بتوان این رویداد را از زاویه‌ای دیگر هم دید، به‌عنوان نشانه‌ای که می‌تواند برای فعالان مارکتینگ، برندینگ و تبلیغات، حامل چند پرسش تازه باشد.

نسل آلفا و نکات مهمی برای آینده بازار
نسل آلفا و نکات مهمی برای آینده بازار

آنچه در ایران‌مال رخ داد، صرفاً حضور پرشمار چند هزار نوجوان در یک مرکز خرید نبود. در پس این اتفاق، می‌توان نشانه‌هایی از تغییر الگوهای اثرگذاری، شکل‌گیری اجتماعات و حتی رابطه نسل جدید با مفهوم مرجعیت را مشاهده کرد، تغییراتی که اگرچه هنوز نمی‌توان درباره ابعاد آنها با قطعیت سخن گفت، اما به نظر می‌رسد ارزش آن را دارند که جدی ‌تر دیده شوند.

در سال‌های اخیر، درباره اقتصاد توجه بسیار گفته و نوشته شده است و ما هم در مارکتینگ نیوز به آن پرداخته ایم، اینکه در دنیای امروز، توجه مخاطب به یکی از کمیاب‌ترین و ارزشمندترین دارایی‌ها تبدیل شده است. شاید تجمع ایران ‌مال را هم بتوان از همین منظر خواند. فارغ از هر قضاوتی درباره محتوای تولید شده یا کیفیت آن، این رویداد نشان داد که جلب توجه و تبدیل آن به یک رفتار جمعی، دیگر الزاماً از مسیرهای متعارف و رسانه‌های سنتی عبور نمی‌کند.

برای فعالان بازار، شاید مهم‌ترین بخش این ماجرا، نه نام یک اینفلوئنسر، بلکه خود این رفتار جمعی باشد. اینکه هزاران نوجوان، بدون آنکه یک کمپین تبلیغاتی کلاسیک یا رسانه‌ای فراگیر پشت ماجرا باشد، تصمیم می‌گیرند در زمان و مکانی مشخص کنار هم قرار بگیرند، دست‌کم این پرسش را مطرح می‌کند که الگوهای نفوذ و اثرگذاری در میان نسل جدید، تا چه اندازه در حال تغییر است.

از همین زاویه، شاید بتوان به یک پرسش دیگر هم فکر کرد، آیا ما هنوز نسل آلفا را با همان عینکی می‌بینیم که نسل‌های قبل را می‌دیدیم؟

بخش قابل توجهی از ادبیات بازاریابی درباره نسل‌های جدید، بر ویژگی‌هایی مانند دیجیتالی بودن، سرعت، تنوع‌طلبی یا تجربه‌گرایی تأکید می‌کند. اما شاید آنچه کمتر درباره آن صحبت شده، این باشد که این نسل، بیش از هر زمان دیگری، خودش در حال ساختن فضاهای اثرگذاری است. اگر نسل‌های قبل برای دیده شدن، بیشتر به رسانه‌ها، برندها یا نهادهای رسمی وابسته بودند، به نظر می‌رسد نسل جدید، دست‌کم در برخی موقعیت‌ها، مسیر متفاوتی را تجربه می‌کند،مسیری که در آن، پلتفرم‌های دیجیتال نقش پررنگ‌تری در شکل‌گیری اعتماد، تعلق و حتی هویت جمعی دارند.

بلکه به همین دلیل باشد که ارزش تحلیلی رویدادی مانند آنچه در ایران‌مال گذشت، بیش از خود خبر در پرسش‌هایی است که برای بازار ایجاد می‌کند. آیا روش‌های متداول شناخت مخاطب، برای فهم رفتار نسل آلفا همچنان کفایت می‌کند؟ آیا مدل‌های رایج ارتباط برندها با مخاطبان جوان، با واقعیت زیست رسانه‌ای این نسل همخوانی دارد و آیا بخشی از تغییرات بازار، پیش از آنکه در گزارش‌های رسمی دیده شود، در همین نشانه‌های ظاهراً ساده در حال شکل‌گیری است؟

پاسخ این پرسش‌ها احتمالاً امروز روشن نیست و به نظر می رسد که برای پاسخ دادن به آنها هنوز زود باشد. اما تجربه بازار بارها نشان داده است که تغییرات بزرگ، معمولاً با نشانه‌های کوچک آغاز می‌شوند، نشانه‌هایی که در زمان وقوع بیشتر شبیه یک اتفاق گذرا به نظر می‌رسند تا آغاز یک روند مهم و تاثیرگذار.

احتمالا چند سال دیگر مشخص شود که تجمع ایران ‌مال صرفاً یکی از خبرهای پربازدید تابستان ۱۴۰۵ بوده است یا شاید بعدها از آن به‌عنوان یکی از نشانه‌های تغییر در الگوهای توجه، اثرگذاری و رفتار نسل جدید یاد شود. پاسخ این پرسش را زمان روشن خواهد کرد.

اما فارغ از اینکه کدام روایت به واقعیت نزدیک ‌تر باشد، شاید یک نکته از همین امروز ارزش تأمل داشته باشد، اینکه نسل آلفا، برای دیده شدن منتظر فرش قرمز نمی‌ماند. این نسل، پیش از آنکه بازار برایش برنامه‌ریزی کند، نشانه‌های حضورش را به بازار نشان می‌دهد.

شاید مهم‌ترین پرسش برای فعالان مارکتینگ هم همین باشد، آیا ما این نشانه‌ها را به‌موقع می‌بینیم؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا