
حمله نظامی امروز ایالاتمتحده و اسرائیل علیه ایران که با واکنش قوی ایران همراه شده، فقط یک خبر سیاسی-نظامی نیست؛ این واقعه به سرعت به یک چالش اقتصادی و رسانهای برای سازمان ها تبدیل شده است.
همان طور که در شرایط بحران انتظار داریم، بازارهای مالی سریعاً به اخبار نظامی واکنش نشان میدهند. شاخصهای بورس و ارزش ارزها نوسانات شدید را تجربه میکنند.همان طور که در ساعات اولیه این حمله، بازار بورس ایران ابتدا قرمز شد و بلافاصله متوقف شد. واکنش سایر بازارها هم تقریبا همین بود؛ توقف کامل. (البته به جز بازارهای اقلام ضروری معیشتی و اضطراری برای بقاء)
در ادامه تنش نظامی در خاورمیانه میتواند باعث اختلال مستقیم و آنی در صنعت انرژی و حملونقل و صنایعی که با لجستیک و زنجیره تأمین جهانی سر و کار دارند، شود و عملا این دسته از شرکت ها را در صف اول تاثیرپذیری از این بحران قرار دهد.
هر تحلیل و تفسیری در این شرایط فاقد اعتبار حرفه ای خواهد بود. شاید تنها بتوان گفت که «شفافیت» و «هوشمندی» در ارتباط با مشتریان، دو سرفصل مهم برای نجات سازمان ها(در حوزه های مختلف) از خطرات ارتباطی نامناسب با جامعه مخاطبان و البته آسیب انفعال در شرایط بحرانی برشمرد.
نکته بسیار مهم در این شرایط، «شفافیت» در ارتباط با مخاطبان و آگاهسازی در مورد وضعیت فعلی است که باعث افزایش اعتبار در میان مخاطبان میشود. بدون هر گونه پنهان سازی یا دروغ، شرایط تعاملی با مشتریان را به آنها اعلام کنید، مثل اعلام عدم توانایی ارسال سفارش آنها از طریق پیامک به جای وعده بررسی توسط پشتیبانی!
نکته بعدی طراحی و ارسال «پیامهای همدلی و جامعهمحور» در دورههای بحرانی است. مصرفکنندگان به برندهایی واکنش مثبت نشان میدهند که پیامهای انسانی و همدلانه را درست در شرایطی که از نظر روحی-روانی به آن نیاز دارند، ارائه میکنند. تقریبا می توان گفت که پیام های تبلیغاتی تجاری صرف در این اوضاع کارکردی نزدیک به صفر دارند. (حتی در مواردی می توانند بر علیه سازمان، عمل کنند.)