
حدود چهل روز از روزهایی که دل این سرزمین و مردمانش داغدار شد، گذشت. روزهایی که مثل کابوس بود و غم بزرگی را بر دلهای همه ما نشاند. هجدهم و نوزدهم دیماه، نه فقط دو تاریخ در تقویم، که یادآور روزهایی تلخ در حافظه جمعی ما شدند؛ روزهایی که بار دیگر نشان داد زیر پوست جامعه ایرانی، چه حجمی از اعتراضات نهفته است.به عنوان یک رسانه تاکید می کنیم که باید یک کمیته حقیقت یاب مستقل، ابعاد مختلف این حوادث را بررسی و به مردم اعلام کند.
در کنار اندوه آن روزها، واقعیت های انکارناپذیری همچنان با ماست: فشار اقتصادی، عدم ثبات اجتماعی، فرسایش روانی و دغدغههای معیشتی که مدتهاست بر شانههای مردم سنگینی میکند. کسبوکارها نیز از این شرایط مستثنی نیستند. بازار عملا در اغماست، قدرت خرید مردم کاهش یافته و برندها با مخاطبانی مواجهاند که بیش از هر زمان دیگری حساس، محافظه کار و خستهاند و نگرانی، عنصر بالینی همه در این روزها شدهاست.به طوری که حتی بدون حتی لحظه ای فکر کردن به اوضاع حال و آینده جامعه، دست به کاری زد. از طرفی سایه جنگ شومی که در بالای سر کشور است و چیزی جز ویرانی و نابودی برای مردم این کشور نخواهد داشت، هم این روزها بخشی از نگرانی های ما شده است.
اما واقعیت این است که ما چارهای جز ادامه دادن نداریم. زندگی، اقتصاد، تولید و ارتباطات متوقف نمیشوند. هرچند که چگونه ادامه دادن مهمتر از خود ادامه دادن است. همگی فعالان این حوزه ها باید درک کنند که مردم امروز بیش از پیامهای پرزرقوبرق، به صداقت و بیش از وعدههای بزرگ به درک شدن نیاز دارند.
ما جز تلاش برای آگاهی با مرور تاریخ و توانایی تشخیص حقیقت از دروغ، مرهمی واقعی و اثرگذار برای این روزهای تلخ نداریم.ادامه دادن، یک اجبار است اما مسئولانه ادامه دادن، یک انتخاب است.
ما نباید امیدمان را از دست بدهیم و باید تمام تلاش مان را بکنیم تا غم های بزرگ این روزها را به کارهای بزرگ تبدیل کنیم و سوگ این روزها را به آگاهی، عمل و امید بدل سازیم.
یادآوری و مرور شعری از مبارز معاصر که جانش را در راه مبارزه با استبداد از دست داد،شاید بی مناسبت نباشد؛
جهان را دائما این رسم و این آیین نمی ماند
اگر چندی چنین مانده است، بیش از این نمی ماند
به چندین سال عمر، این نکته را هرسال سنجیدی
که آن اوضاع دی، در فصل فروردین نمی ماند
میرزاده عشقی روزنامه نگار و شاعر دوره مشروطیت