
در سالهای اخیر، هر بار که موضوع اقتصاد دیجیتال ایران مطرح شده، نخستین عددی که به آن استناد شده، سهم این بخش از تولید ناخالص داخلی بوده است. آخرین آمار نیز از سهم حدود ۷ درصدی اقتصاد دیجیتال حکایت دارد، عددی که در ظاهر تصویری از حضور این بخش در اقتصاد کشور ارائه میدهد. اما این شاخص بهتنهایی برای قضاوت درباره سلامت اقتصاد دیجیتال کافی نیست.
Digital Economy همانند هر اکوسیستم دیگری، تنها با میزان تولید ارزش افزوده سنجیده نمیشود بلکه کیفیت رشد، ترکیب اجزای آن و جذابیت سرمایهگذاری در لایه های مختلف نیز اهمیت دارد. از همین رو، سخنان اخیر احسان چیتساز معاون وزیر ارتباطات در همایش «چشمانداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» و روایت کاهش قابل توجه ارزش دلاری شرکت مخابرات، صرفاً یک خبر مربوط به یک بنگاه اقتصادی نیست، بلکه میتواند نشانهای از تغییرات عمیق تر در ساختار اقتصاد دیجیتال ایران باشد.
پیشتر در مارکتینگ نیوز درباره رشد نامتوازن اقتصاد دیجیتال ایران نوشته بودیم در یادداشتی با عنوان «اقتصاد دیجیتال ایران در تله رشد ناموزون» به این موضوع مهم پرداختیم.
رشدی که بیش از هر چیز بر توسعه پلتفرمها، تجارت الکترونیک، فینتک و خدمات آنلاین استوار بوده، در حالی که لایههای زیرساختی و فناوریهای پایه، همگام با این رشد توسعه نیافتهاند. اکنون افت ارزش سرمایهای بزرگ ترین شرکت ارتباطی کشور را نیز میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد.
البته باید میان نشانه و علت تفاوت قائل شد. کاهش ارزش دلاری مخابرات بهتنهایی ثابت نمیکند که اقتصاد دیجیتال ایران دچار بحران شده است. ارزش یک شرکت از متغیرهای متعددی مانند نرخ ارز، شرایط بازار سرمایه، سودآوری، ریسکهای اقتصاد کلان و سیاستگذاری تأثیر میپذیرد اما زمانی که این شاخص در کنار کاهش جذابیت سرمایهگذاری در زیرساخت، رشد محدود سرمایه گذاری و تمرکز رشد بر لایه پلتفرمها قرار میگیرد، تصویری منسجمتر از وضعیت اکوسیستم دیجیتال ترسیم میشود.
در واقع بازار سرمایه گاهی زودتر از آمارهای رسمی به تغییرات ساختاری واکنش نشان میدهد. اگر ارزش داراییهای زیرساختی کاهش یابد، این تنها به معنای افت ارزش سهام یک شرکت نیست بلکه میتواند نشاندهنده کاهش انتظارات سرمایهگذاران نسبت به بازده آینده این صنعت باشد. چنین سیگنالی، هزینه جذب سرمایه را افزایش میدهد، توسعه پروژههای زیرساختی را دشوارتر میکند و در نهایت همان عدم توازنی را تشدید میکند که امروز درباره آن هشدار داده میشود.
این همان تفاوت میان اندازه و کیفیت اقتصاد دیجیتال در بازار ایران است. سهم ۷ درصدی از تولید ناخالص داخلی، اندازه این اقتصاد را نشان میدهد اما ارزش داراییهای زیرساختی، تا حدی بیانگر اعتماد بازار به آینده آن است. ممکن است اندازه اقتصاد دیجیتال ثابت بماند یا حتی اندکی رشد کند اما اگر ارزش سرمایه ای لایههای زیرساختی آن کاهش یابد، ظرفیت رشد بلندمدت نیز تحت فشار قرار خواهد گرفت در آینده تمام این اکوسیستم را دچار مشکل خواهد کرد.
شاید به همین دلیل، دغدغه اصلی امروز از بررسی این موضوع که سهم Digital Economy ایران در تولید ناخالص داخلی چند درصد است به پرسش مهمتری رسیده است، اینکه آیا این رشد بر پایهای متوازن و قابل اتکا بنا شده است یا خیر؟ و اساسا اینکه این رشد با این ترکیب چقدر جذابیت و قابلیت برای سرمایه گذاری و برناه ریزی در آینده دارد.
اگر رشد عمدتاً بر دوش پلتفرمها باشد و لایه زیرساخت به تدریج جذابیت سرمایهگذاری خود را از دست بدهد، دیر یا زود کل اکوسیستم با محدودیت رشد مواجه خواهد شد.
کاهش ارزش دلاری شرکت مخابرات را باید بیش از آنکه روایت یک مجموعه داخلی بدانیم، بهعنوان هشداری درباره وضعیت سرمایهگذاری در زیربنای اقتصاد دیجیتال تحلیل کنیم. اقتصاد دیجیتال تنها با افزایش تعداد کاربران، تراکنشها یا پلتفرمها توسعه نمییابد؛ آینده آن به اندازه زیادی وابسته به کیفیت و پایداری زیرساختهایی است که این رشد بر آنها استوار شده است. اگر این پایهها تضعیف شوند، حتی موفقترین کسبوکارهای دیجیتال نیز در نهایت با سقف رشد خود رو به رو خواهند شد.
