اخبارپیشنهاد سردبیرگزارشمطالب ویژه

فهرست فوربس از تأثیرگذارترین CMO های خاورمیانه چه چیزی درباره آینده بازاریابی به ما می‌گوید؟

انتشار فهرست تأثیرگذارترین مدیران ارشد بازاریابی خاورمیانه توسط  Forbes Middle East

انتشار فهرست تأثیرگذارترین مدیران ارشد بازاریابی خاورمیانه توسط  Forbes Middle East را می‌توان فراتر از یک رتبه‌بندی سالانه یا معرفی چهره‌های شاخص صنعت بازاریابی تحلیل کرد. در نگاه نخست، این گزارش صرفاً فهرستی از مدیران بازاریابی شرکت‌های بزرگ منطقه به نظر می‌رسد؛ مدیرانی که در صنایع بانکداری، املاک، گردشگری، فناوری، سلامت، خرده‌فروشی و خدمات مالی فعالیت می‌کنند. اما اهمیت واقعی این فهرست نه در نام‌های حاضر در آن، بلکه در تصویری است که از مسیر تحول بازاریابی در اقتصاد خاورمیانه ارائه می‌دهد.

این گزارش در واقع نوعی نقشه فشرده از جغرافیای قدرت بازاریابی در منطقه است. این مطلب نه فقط درباره مدیران بازاریابی برتر بلکه درباره تغییر جایگاه بازاریابی از یک کارکرد ارتباطی و تبلیغاتی به یک نقش راهبردی در سطح تصمیم‌سازی سازمانی است. به بیان دیگر، CMO در خاورمیانه دیگر صرفاً مسئول کمپین، رسانه یا تصویر برند نیست، او به یکی از بازیگران اصلی در مسیر رشد و توسعه کسب و کارها تبدیل شده است.


گزارش به مثابه قطب نمای مسیر تکامل بازاریابی در خاورمیانه

 

شاید مهم‌ترین پیام این فهرست آن باشد که بازاریابی در خاورمیانه وارد مرحله‌ای جدید شده است. معیارهایی که فوربس برای ارزیابی مدیران این فهرست اعلام کرده، از جمله تأثیر فعالیت‌های بازاریابی بر عملکرد کسب‌وکار، نقش فناوری و هوش مصنوعی، مدیریت تجربه مشتری، مقیاس عملیات بازاریابی و اثرگذاری دیجیتال، نشان می‌دهد که تعریف موفقیت در این جایگاه دستخوش تغییر شده است.

اگر تا یک دهه پیش عملکرد یک CMO عمدتاً بر اساس کیفیت کمپین‌ها، سهم رسانه‌ای یا دستاوردهای برندینگ ارزیابی می‌شد، امروز شاخص‌های رشد، داده، تجربه مشتری و خلق ارزش تجاری به معیارهای اصلی تبدیل شده‌اند. مدیر بازاریابی دیگر صرفاً مسئول دیده‌شدن برند نیست، او باید بتواند سهم مشخصی در رشد درآمد، توسعه بازار، افزایش ارزش برند و خلق مزیت رقابتی پایدار ایفا کند.

به بیان دیگر، CMO های موفق منطقه دیگر مدیران ارتباطات بازاریابی نیستند. آنها بخشی از موتور رشد سازمان و یکی از بازیگران اصلی اتاق فرمان کسب‌وکار محسوب می‌شوند.


وقتی بانک‌ها و شرکت‌های املاک پیشتازند؛ ۴۷٪ از کل بازار

 

یکی از نکات قابل توجه این فهرست، حضور پررنگ مدیران بازاریابی صنایع مالی، بانکی و املاک است. این موضوع تنها یک ویژگی آماری نیست؛ بلکه بازتابی از ساختار اقتصادی خاورمیانه به شمار می‌رود.

در اقتصادهایی که بخش مهمی از ارزش‌آفرینی بر پایه سرمایه، دارایی و پروژه‌های بزرگ توسعه‌ای شکل می‌گیرد، بازاریابی نقشی فراتر از جذب مشتری پیدا می‌کند. در چنین فضایی، برند بیش از آنکه ابزاری برای فروش باشد، مکانیزمی برای اعتمادسازی، مشروعیت‌بخشی و تثبیت اعتبار سازمانی است.

به همین دلیل، CMOهای فعال در بانک‌ها، هلدینگ‌های سرمایه‌گذاری و شرکت‌های بزرگ املاک، در عمل نقش «مدیران برند سازمانی» را ایفا می‌کنند؛ مدیرانی که وظیفه آنها صرفاً مدیریت ارتباطات نیست، بلکه اعتماد سازی و ساخت و حفظ سرمایه نمادین سازمان در بازار است.


نشانه‌های گذار اقتصادی در خاورمیانه

 

در کنار صنایع مالی و املاک، حضور پررنگ شرکت‌های فناوری، گردشگری، مهمان‌داری و سلامت نیز حامل پیام مهمی است. این ترکیب نشان می‌دهد اقتصادهای منطقه، به‌ویژه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس GCC، در مسیر تنوع ‌بخشی به منابع رشد و فاصله گرفتن از وابستگی تاریخی به نفت و دارایی‌های سنتی حرکت می‌کنند.

این تحول اقتصادی پیامد مستقیمی برای بازاریابی دارد. در بازارهای جدید، مزیت رقابتی صرفاً از مقیاس سرمایه یا جایگاه نهادی حاصل نمی‌شود؛ بلکه تجربه مشتری، نوآوری، تمایز برند و توانایی خلق روایت‌های مؤثر به عوامل کلیدی موفقیت تبدیل می‌شوند.

به همین دلیل، بازاریابی در بسیاری از شرکت‌های پیشرو منطقه امروز در نقطه تلاقی برند، تکنولوژی، محصول و تجربه مشتری قرار گرفته است.


اصطکاک میان سنت و تکنولوژی؛ پارادوکس شرقی

 

در قلب بازاریابی خاورمیانه، شاهد یک برخورد استراتژیک هستیم: تقابل صنایع سخت (کلاسیک) با ابزارهای نرم (مدرن)   از یک‌سو، صنایعی چون املاک و بانکداری را داریم که هویت‌شان با مفاهیمی نظیرِ ماندگاری، اعتماد سنتی و حضورِ فیزیکی گره خورده است و از سوی دیگر، با سیلِ ابزارهای مدرنی نظیر هوش مصنوعی و تحلیل‌های کلان‌داده روبروییم که ماهیتا داینامیک، آنی و پیش‌بینی ‌محور هستند.

این اصطکاک میان سنت و تکنولوژی، بزرگترین آزمون CMO های منطقه در آینده به نظر می رسد. آیا می‌توان برندی که بر پایه‌ی سنگ و سیمان و ساختمان بنا شده را با کدهای الگوریتمی مدیریت کرد؟ گزارش فوربز نشان می‌دهد که پیروزِ این میدان، مدیرانی هستند که به‌جای نادیده گرفتن این تضاد، آن را به فرصت تبدیل کرده‌اند؛ آن‌ها با استفاده از ابزارهای دیجیتال، تجربه‌ی سنتی اعتماد را شخصی‌سازی می کنند. در واقع، بازاریابی در خاورمیانه در حال عبور از عصرِ فروشِ کالا به عصرِ مهندسیِ داده ‌محورِ اعتماد است. جایی که هوش مصنوعی نه برای حذف میراث سنتی، بلکه برای مدرن‌سازی تجربه‌ی حضورِ مشتری در این صنایع قدیمی به خدمت گرفته شده است.


جغرافیای جدید قدرت بازاریابی

 

این فهرست از زاویه جغرافیایی نیز قابل تأمل است. دبی همچنان جایگاه خود را به‌عنوان مرکز سنتی بازاریابی، ارتباطات و مدیریت برند در منطقه حفظ کرده است. شهری که طی دو دهه گذشته به هاب منطقه‌ای شرکت‌های بین‌المللی، آژانس‌های تبلیغاتی و دفاتر منطقه‌ای برندهای جهانی تبدیل شده است.

در مقابل، ریاض با سرعت در حال ظهور به‌عنوان قطب جدید تصمیم‌گیری اقتصادی و بازاریابی منطقه است. سرمایه‌گذاری‌های گسترده، پروژه‌های تحول اقتصادی و برنامه‌های جاه‌ طلبانه توسعه، عربستان سعودی را به یکی از مهم‌ترین بازارهای بازاریابی خاورمیانه تبدیل کرده‌اند.

این رقابت در واقع رقابت میان دو مدل توسعه است: یک مدل مبتنی بر تجربه، بین‌المللی‌سازی و شبکه‌های تثبیت‌شده و مدلی دیگر مبتنی بر سرمایه‌گذاری گسترده، نوسازی ساختاری و پروژه‌های تحول‌محور. در چنین فضایی، مدیران بازاریابی ناگزیرند هم‌زمان منطق بازار، فناوری و سیاست‌های توسعه اقتصادی را درک کنند.


پرسشی برای بازار ایران

 

شاید مهم‌ترین ارزش این گزارش برای مخاطب ایرانی، نه شناخت افراد حاضر در فهرست، بلکه فراهم کردن فرصتی برای بازنگری در تعریف نقش بازاریابی در سازمان‌های ایرانی باشد.

در بسیاری از کسب‌وکارهای ایران، بازاریابی همچنان عمدتاً با تبلیغات، تولید محتوا، شبکه‌های اجتماعی و اجرای کمپین تعریف می‌شود. اگرچه طی سال‌های اخیر توجه به داده، تجربه مشتری و فناوری افزایش یافته است، اما هنوز در بخش بزرگی از بازار، مدیر بازاریابی بیشتر به‌عنوان مسئول ارتباطات و هزینه‌های ترویجی شناخته می‌شود تا یکی از تاثیرگذاران بر رشد و توسعه سازمان خود.

در حالی که تجربه شرکت‌های پیشرو خاورمیانه نشان می‌دهد مرز میان بازاریابی، فناوری، داده، محصول و توسعه کسب ‌و کار به سرعت در حال محو شدن است. سازمان‌هایی که همچنان بازاریابی را صرفاً یک واحد ارتباطی تلقی می‌کنند، احتمالاً در سال‌های آینده با چالش‌های بیشتری در رقابت، جذب مشتری و خلق ارزش مواجه خواهند شد.


آینه‌ای از بلوغ بازاریابی در خاورمیانه

 

فهرست فوربس را نباید صرفاً به‌عنوان رتبه‌بندی تعدادی مدیر بازاریابی در خاورمیانه خواند. ارزش واقعی این گزارش در تصویری است که از آینده این حرفه ترسیم می‌کند؛ آینده‌ای که در آن CMO بیش از هر زمان دیگری به یک رهبر کسب ‌و کار تبدیل می‌شود.

مدیر بازاریابی موفق امروز کسی نیست که صرفاً کمپین‌های خلاقانه اجرا کند یا بودجه‌های رسانه‌ای بزرگ را مدیریت کند. او باید زبان داده را بفهمد، از فناوری برای تصمیم‌گیری استفاده کند، تجربه مشتری را طراحی کند، با فرهنگ محلی آشنا باشد و در عین حال بتواند به زبان هیئت‌مدیره و سرمایه گذاران درباره رشد، سرمایه‌گذاری و خلق ارزش سخن بگوید.

به همین دلیل، فهرست فوربس را باید نه به‌عنوان فهرستی از افراد، بلکه به‌عنوان آینه‌ای از بلوغ بازاریابی در خاورمیانه دید. این گزارش نشان می‌دهد که نقش CMO در حال عبور از حاشیه ارتباطات به متن تصمیم‌سازی است؛ تحولی که احتمالاً مهم‌ترین روند شکل‌دهنده آینده بازاریابی در منطقه خواهد بود. پرسش اصلی نیز دیگر این نیست که چه کسانی در این فهرست حضور دارند، بلکه این است که بازاریابی در خاورمیانه به کدام سو حرکت می‌کند که در این گزارش به این پاسخ ها می رسیم:

به سمت داده‌محوری عمیق‌تر، نقش‌آفرینی استراتژیک ‌تر و پیوند هرچه نزدیک ‌تر میان بازاریابی و رشد کسب ‌و کار.


در ادامه به بررسی آماری گزارش فوق می پردازیم. از دیدگاه نگارنده این سطور، توجه به ۳ فاکتور مهم در این گزارش، می تواند بینش های کاربردی و جذابی از این گزارش برای متخصصان، فعالان و سرمایه گذاران حوزه بازاریابی در ایران داشته باشد.

۱- نگاهی به توزیع آماری صنایع مختلف در لیست CMO های تاثیرگذار

 

ردیف حوزه فعالیت تعداد شرکت‌ها سهم از کل (%)
۱ خدمات مالی و بانکداری ۲۵ ۲۵٪
۲ املاک و مستغلات Real Estate  ۲۲ ۲۲٪
۳ صنعت و انرژی ۱۵ ۱۵٪
۴ خدمات گردشگری، هوانوردی و مهمان‌داری ۱۲ ۱۲٪
۵ بهداشت و درمان Health & Pharma ۱۰ ۱۰٪
۶ تکنولوژی، مخابرات و خدمات دیجیتال ۹ ۹٪
۷ خرده‌فروشی و مصرف‌کننده Retail  ۷ ۷٪

تحلیل آماری این داده‌ها

۱. تسلط مالی و املاک (۴۷٪ از کل بازار)

تقریباً نیمی از لیست (۴۷ درصد) در دو صنعت بانکداری و املاک خلاصه می‌شود. این موضوع تأیید می‌کند که بازاریابی در خاورمیانه بیش از هر چیز در خدمتِ مدیریت سرمایه‌های کلان و فروش دارایی‌های ثابت است. این دو بخش، بزرگترین بودجه‌های مارکتینگ را در منطقه در اختیار دارند.

۲. رشد بخش‌های خدماتی (گردشگری و درمان ۲۲٪)

حضور پررنگ بخش‌های گردشگری و سلامت (مجموعاً ۲۲٪)، نشان‌دهنده تلاش جدی دولت‌های منطقه برای تنوع‌بخشی به اقتصاد PostOil Economy است. سرمایه‌گذاری سنگین در این بخش‌ها باعث شده نیاز به متخصصان مارکتینگ که بتوانند برندهای خدمات‌محور بسازند، به شدت افزایش یابد.

۳. نقش صنعت و انرژی (۱۵٪)

اگرچه صنایع نفت و انرژی در این لیست ۱۵ درصد هستند، اما این نکته قابل تأمل است که حتی شرکت‌های غول پتروشیمی و انرژی هم اکنون نیاز به CMO دارند. این نشان می‌دهد که در فضای جدید، حتی شرکت‌های دولتی/صنعتی هم برای تأمین مالی بین‌المللی و چابکی استراتژیک، به بازاریابی حرفه‌ای روی آورده‌اند.

۴. شکاف تکنولوژی (۹٪)

سهم ۹ درصدی برای بخش تکنولوژی و مخابرات، شاید در نگاه اول کم به نظر برسد، اما باید توجه داشت که بسیاری از خدمات این حوزه در خاورمیانه اساسا وارداتی از آمریکا و چند کشور دیگر است و شرکت های فعال در این حوزه بیشتر به عنوان نمایندگی در این منطقه فعالیت می کنند.


۲. تحلیل ملیت مدیران

همان‌طور که در گزارش اشاره شده، ۲۳ ملیت در این لیست حضور دارند که نشان‌دهنده ماهیت جهانی و چندفرهنگی محیط کار در خاورمیانه است.

دیف ملیت تعداد سهم از کل (تقریبی)
۱ مصری ۲۱ ۲۱٪
۲ اماراتی ۱۳ ۱۳٪
۳ عربستانی ۱۲ ۱۲٪
۴ سایر ملیت‌ها (لبنانی، اردنی، هندی، اروپایی و…) ۵۵ ۵۴٪

تحلیل آماری این داده ها

پیشتازی مصر: این عدد (۲۱٪) بسیار قابل‌توجه است. مصر نه تنها بزرگترین صادرکننده نیروی انسانی به کشورهای خلیج‌فارس است، بلکه متخصصان بازاریابی مصری به دلیل تسلط بر زبان عربی، آشنایی با فرهنگ منطقه و در عین حال به‌روز بودن با تکنیک‌های بازاریابی بین‌المللی، در پست‌های کلیدیِ این شرکت‌ها دست بالا را دارند.

سهم بومی (اماراتی و عربستانی): مجموعاً ۲۵٪ سهم مدیران در اختیار شهروندان این دو کشور است. این عدد نشان‌دهنده پیشرفت چشمگیر در بومی‌سازی نیروی کار تخصصی است. در سال‌های گذشته، این سهم قطعاً بسیار کمتر بود.


۳. تحلیل جنسیتی (Gender Balance)

با بررسی اسامی موجود در لیست، توزیع جنسیتی به صورت زیر است:

نسیت تعداد سهم از کل
زنان ۴۵ ۴۵٪
مردان ۵۶ ۵۵٪

تحلیل آماری این داده ها

برابری نسبی: عدد ۴۵٪ برای حضور زنان در پست‌های مدیریت ارشد بازاریابی (CMO) در خاورمیانه، بسیار بالاتر از میانگین جهانی در بسیاری از حوزه‌های دیگر است.

محیط مدرن: این توازن جنسیتی در شرکت‌های بزرگ اماراتی و سعودی نشان می‌دهد که تغییرات فرهنگی در فضای کسب‌وکار منطقه به سمتی رفته است که مهارت و تخصص (مبتنی بر داده‌محوری که لیست بر آن تأکید دارد) جایگزین محدودیت‌های سنتی جنسیتی در مدیریت شده است.

زمان مناسب برای رفع محدودیت ها: این آمار برای کشور ما می تواند بسیار آموزنده باشد. حالا که در خاورمیانه با همه ویژگی های سنتی، مذهبی و شرقی اش، تقریبا آمار مدیران بازاریابی تاثیرگذار با جنسیت زن با مردان برابری می کند، ما هم در سازمان های ایرانی، فرصت بیشتری به مدیران خانم برای تصدی پست های ارشد حوزه بازاریابی بدهیم تا از ظرفیت ها و ویژگی های مدیران خانم در سطوح کلان سازمان ها بیشتر استفاده کنیم.

در پایان این یادداشت امیدوارم که مجموع تحلیل ها و بینش های ارائه شده در این مطلب برای سازمان ها و فعالان و متخصصان بازاریابی کشور مفید واقع شود و کمک کوچکی در انتخاب رویکردهای متناسب با حوزه فعالیت شان کرده باشد.

متن اصلی این گزارش را می توانید در لینک زیر مشاهده کنید:

https://www.forbesmiddleeast.com

 

طرح روی جلد نشریه فوربس
طرح روی جلد نشریه فوربس

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا