اخبارپیشنهاد سردبیرمطالب ویژهیادداشت موضوعی

برندینگ در خدمت دموکراسی؛ زهران ممدانی و بازتعریف برندینگ سیاسی

از TikTok تا میدان تایمز، صدای برند آقای شهردار شنیده شد

پیروزی شب گذشته “Zohran Mamdani” در انتخابات شهرداری نیویورک، فراتر از شهردار شدن یک جوان ۳۴ ساله‌ی سوسیال‌دموکرات و مسلمان شیعه‌ی هندی‌تبار است. در شهری که مملو از تاریخ و پیچیدگی سیاسی است و قرن‌ها محل تلاقی نژاد، فرهنگ و قدرت بوده، این پیروزی نه فقط یک رویداد سیاسی-اجتماعی، بلکه نمونه‌ای شاخص از قدرت خلاقیت تبلیغاتی و برندینگ سیاسی مدرن است.

ممدانی که با رویکردی عدالت‌محور، منتقد هزینه‌های سنگین زندگی شهری و مدافع طبقه‌ی کارگر و فرودستان نیویورک شناخته می‌شد، توانست با زبانی تازه و تصویری متفاوت، هویتی مردمی و شهری از خود بسازد؛ هویتی که بیش از آنکه محصول سیاست باشد، دستاورد طراحی درست و اجرای خلاقانه کمپین برندینگ اش به نظر می رسد.

از سیاست تا برند؛ وقتی جسارت در طراحی، هویت بصری متمایز می سازد

کمپین ممدانی از ابتدا تصمیم گرفت قواعد رایج سیاست‌ورزی در آمریکا را بشکند. در حالی که بیشتر نامزدهای حزب دموکرات به سراغ رنگ آبی تیره، شعارهای رسمی و چهره‌های صیقل‌خورده می‌رفتند، ممدانی با زبان شهر سخن گفت، با رنگ زرد تاکسی‌های نیویورک، با فونتی دست‌نویس الهام‌گرفته از تابلوهای بالیوود و با گرافیکی که بیشتر شبیه پوستر فرهنگی بود تا سیاسی.

طراحی لوگوی شخصی او توسط طراح هندی‌تبار “Aneesh Bhupathi” انجام شد؛ فونتی با لبه‌های نرم و حس انسانی که با واژه‌ی “Zohran” که از پوسترهای قدیمی بالیوود الهام گرفته بود، همان‌قدر صمیمی برخورد می‌کرد که با چهره‌ی شهر.
در کنار آن، استفاده از ترکیب رنگ زرد و آبی، الهام‌گرفته از نشانه‌های شهری نیویورک، به‌جای رنگ سنتی حزب دموکرات، انتخابی جسورانه بود. این رنگ‌ها ممدانی را از قالب حزبی خارج و در جغرافیای بصری شهر ادغام کرد.

اما شاه‌کلید این هویت بصری، مرچندایز رایگان بود: تی‌شرت، کیف پارچه‌ای و پوسترهایی که در سراسر شهر توزیع می‌شدند. مردم خودشان لباس برند را می‌پوشیدند، با آن عکس می‌گرفتند و آن را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کردند.به این ترتیب، خیابان‌های نیویورک به بوم زنده‌ی برند ممدانی تبدیل شد. برندی که دیگر فقط دیده نمی‌شد، بلکه زندگی می‌شد.

 

 

هویت بصری از دل خیابان؛ «فرزند شهر» معرفی می شود

از منظر تبلیغات شهری، ممدانی هوشمندانه «شهر» را به بخشی از برند خود تبدیل کرد.
رنگ زرد تاکسی‌ها درکنار رنگ آبی آسمان منهتن و فونتی که یادآور دست‌خط پوسترهای مردمی است، همگی او را در جایگاه «فرزند شهر» قرار دادند.او در یکی از ویدئو های وایرال خود گفته بود:

«اگر می‌خواهید شهر تغییر کند، از همین خیابان شروع کنید. من هم از همین‌جا آمده‌ام.»

این جمله نه صرفاً یک شعار انتخاباتی، بلکه خلاصه‌ای از هویت برند ممدانی است .برندی که از مردم و برای مردم حرف می‌زند و در قالبی فرهنگی و اجتماعی خود را بازتعریف می‌کند.در دنیای برندینگ، چنین استراتژی‌ای به نام “localized branding” شناخته می‌شود؛ یعنی برند خود را نه به‌ عنوان نمادی بیرونی، بلکه بخشی از بافت فرهنگی و جغرافیایی جامعه (محیط) معرفی کند.ممدانی این کار را به بهترین شکل انجام داد. او با تیزبینی به جای اینکه خود را رهبر معرفی کند، خود را صدای شهر نشان داد، «یکی از اهل خیابان».

 

 

نسل Z و روایت دیجیتال؛ استفاده از “meme-led campaig”برای دعوت به مشارکت 

اما موفقیت برند ممدانی فقط در خیابان رقم نخورد؛ بخش بزرگی از آن در فضای دیجیتال ساخته شد.
کمپین او با شناخت عمیق از فرهنگ اینترنتی نسل جدید، زبان و زیبایی‌شناسی نسل Z را به ابزار اصلی ارتباط تبدیل کرد.

در شبکه‌هایی مانند TikTokو Instagram، پیام‌های کمپین نه به‌صورت بیانیه‌های رسمی، بلکه در قالب میم‌ها، طنزهای فرهنگی و ویدیوهای خودمانی منتشر می‌شدند. این لحن باعث شد جوانان احساس کنند ممدانی یکی از آن‌هاست، نه سیاستمداری دور از واقعیت.

تحلیل‌گران رسانه‌ای از این مدل با عنوان “meme-led campaign” یاد می‌کنند، کمپینی که از دل شوخی و خرده‌فرهنگ دیجیتال رشد می‌کند، اما در نهایت به مشارکت واقعی در جهان فیزیکی می‌انجامد.این‌جا تبلیغات از سطح اطلاع‌رسانی فراتر می‌رود و به «تجربه برند» تبدیل می‌شود: هر پست، هر استوری، هر تی‌شرت، قطعه‌ای از یک روایت واحد را می‌سازد.

و حالا برگ برنده کمپین؛ هم‌افزایی بین فضای دیجیتال و حضور میدانی

کمپین شهردار منتخب نیویورک مرز بین آنلاین و آفلاین را از میان برداشت.در محله‌های مختلف نیویورک، داوطلبان با لباس‌های برند شده، پوسترهای زرد و آبی را بر دیوارها می‌زدند و در همان زمان، همان تصویرها در فضای مجازی بازنشر می‌شد.در نتیجه، شهر از نظر بصری و دیجیتال هم‌صدا شد؛ خیابان و شبکه اجتماعی، دو بخش از یک اکوسیستم تبلیغاتی بودند.نکته‌ی مهم‌تر اینکه هیچ‌کدام از پیام‌های کمپین دستور مستقیم برای «رأی دادن» نمی‌دادند بلکه فقط دعوت می‌کردند: «با ما باشید، تغییر را زندگی کنید.»

پروسه رقابت انتخاباتی شهرداری نیویورک و برنده شدن زهران ممدانی درس های بسیاری برای متخصصین و علاقه مندان حوزه تبلیغات و برندینگ دارد.اولین و شاید مهمترین بخش یادگرفتنی این کمپین، هویت بصری تفاوت‌ آفرین آن است.این رویکرد تیم طراحان آقای شهردار نشان داد که طراحی و رنگ می‌توانند پیام سیاسی یا اجتماعی را چند برابر کنند.در دنیای اشباع از کلیشه، تفاوت ها، دیده می‌شوند.
نکته دوم، استفاده از رویکرد برندینگ تجربه‌ای،و نه شعاری است.وقتی مردم لباس برند را می‌پوشند یا در خیابان آن را می‌بینند، برند در زندگی جاری می‌شود و این هنر برنامه ریزان کمپین ممدانی بود.
موضوع بعدی، ترند ارتباط متناسب با نسل جدید است. نباید در برنامه ریزی های سیاسی و اجتماعی فراموش کرد که تبلیغات نسل Z بر مبنای روایت، طنز و مشارکت ساخته می‌شود، نه سخنرانی و وعده های تکراری.
و در نهایت یکپارچگی بین فضای دیجیتال و حضور فیزیکی (نکته ای که بارها آن را در نوشته هایم یادآوری کرده ام) و عدم تفکیک کمپین های آنلاین از برنامه ریزی های آفلاین نکته کلیدی این موفقیت و کمپین ممدانی نمونه‌ی درخشان این هم‌افزایی بود.

پیروزی یک سوسیال دموکرات هندی تبار و مسلمان در انتخابات شهرداری نیویورک یادآوری کرد که تبلیغات می تواند به دموکراسی جان دوباره ای بدهد.کمپین زهران ممدانی نشان داد که تبلیغات می‌تواند چیزی بیش از ابزار قانع‌سازی باشد، می‌تواند ابزار بازآفرینی اعتماد اجتماعی شود.این پیروزی ثابت کرد که برندینگ، اگر بر پایه اصالت، تجربه زیسته و ارتباط انسانی بنا شود، قادر است مردم را از بی‌اعتمادی به مشارکت بازگرداند.
برند ممدانی نه فقط مسابقه انتخاباتی را برد، بلکه امیدی تازه به بازتعریف برندینگ سیاسی در عصر دیجیتال دمید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا