اقتصاد و بازارمطالب ویژه

الکامپ و یک تناقض تاریخی؛ اقتصاد دیجیتال با شعار و ویترین هوش مصنوعی ساخته نمی‌شود

در حالی شعار الکامپ امسال هوش مصنوعی و آینده اقتصاددیجیتال است که بیشتر از یک سوم از فضای وب برای ایرانی ها در دسترس نیست

نمایشگاه الکامپ امسال در حالی با شعارهای رنگارنگ در حال برگزاری است که به نظر می رسد هدف از برگزاری آن، صرفا برگزاری یک رویداد به هر نحو و در هر شرایطی است! اگر کمک به توسعه و تسهیل رشد بخش اقتصاد دیجیتال را یکی از اهداف این نمایشگاه فرض کنیم، آیا این رویداد می تواند اندکی در این موضوع کاربرد داشته باشد؟!

نظر شما رو به دو خبر که دارای پارادوکس بزرگی درباره اقتصاد دیجیتال ایران است:

خبر اول: بیست‌ و نهمین نمایشگاه الکامپ با محوریت «هوش مصنوعی، امنیت دیجیتال و آینده ایران» آغاز به کار کرد. با توجه به محورهای اعلام شده این نمایشگاه به نظر می رسد که برگزاری این رویداد بتواند حداقل باعث رونق اقتصاد دیجیتال ایران در سطوح مختلف بشود.

خبر دوم: بهزاد اکبری، معاون وزیر ارتباطات و مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت، از پایش ۲۴ ساعته دسترسی کاربران ایرانی به حدود ۷۰۰ هزار دامنه پربازدید جهان خبر داده و گفته است دسترسی به ۳۰.۹ درصد این دامنه‌ها با محدودیت مواجه است. در این محاسبه، محدودیت‌های ناشی از فیلترینگ داخلی لحاظ نشده است.

حالا بیاییم و این دو خبر را کنار هم بگذاریم.

از یک طرف، درباره «آینده ایران» روی استیج نمایشگاه تخصصی، صحبت می کنیم و هوش مصنوعی و امنیت دیجیتال را محور گفت‌وگو قرار می‌دهیم و درباره فرصت‌های اقتصاد دیجیتال حرف می‌زنیم.

 

آمار رسمی که تناقض بزرگی را درباره اقتصاد دیجیتال ایران نشان می دهد!
آمار رسمی که تناقض بزرگی را درباره اقتصاد دیجیتال ایران نشان می دهد!

در طرف دیگر، مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت می‌گوید دسترسی کاربران ایرانی به نزدیک به یک‌سوم دامنه‌های پربازدید جهان با محدودیت مواجه است و متاسفانه این هنوز همه ماجرا نیست و در ادامه اشاره می کند که این آمار بدون درنظر گرفتن محدودیت ها و فیلترهای داخلی است که در داخل اعمال می کنیم.(درنظر بگیرید که از ۱۰ سایت پربازدید اول دنیا، دسترسی به ۶ سایت توسط فیلترینگ داخلی محدود شده است)

حالا شما با پرادوکس بسیار بزرگی روبرو هستید و با چند جمله درباره دشواری ‌های کسب ‌و کارهای آنلاین نمی شود ماجرا را ختم کرد. چون سؤال مهم‌تری پیش می آید که چرا فاصله میان چیزی که برای اقتصاد دیجیتال می‌خواهیم و بستری که برای تحقق آن فراهم کرده‌ایم، تا این اندازه زیاد است؟

البته که درباره نفس برگزاری نمایشگاه الکامپ  نمی‌توان انتقاد کرد و از طرفی هم  نمایشگاهی با این ابعاد باید درباره فناوری‌های تازه و روندهای آینده صحبت کند و شرکت‌ها هم باید محصولاتشان را معرفی کنند و سیاست‌گذاران باید درباره برنامه‌ها یشان صحبت کنند.

اما معضل شعارزدگی هم همچنان گریبانگیر ماست و فراموش می کنیم که کسب ‌و کار های دیجیتال با شعار هوش مصنوعی جلو نمی‌روند بلکه به اینترنت، زیرساخت، دسترسی پایدار، سرویس‌های فنی، ابزارهای داده، پلتفرم‌های تبلیغاتی و ارتباط با اکوسیستم جهانی نیاز دارد. بسیاری از اینها برای یک شرکت فناوری، امکانات لوکس و جانبی نیستند؛ بخشی از ابزار کار روزانه‌اند.

حالا اگر نزدیک به یک‌سوم دامنه‌های پربازدید جهان برای کاربران ایرانی با محدودیت مواجه باشد و در کنار آن، محدودیت‌های داخلی هم وجود داشته باشد، فاصله میان تصویری که از اقتصاد دیجیتال ترسیم می‌کنیم و محیطی که این اقتصاد باید در آن فعالیت کند، کاملاً قابل مشاهده است.

اما مسئله حتی از این هم قدیمی‌تر است. ما در ایران بارها با همین الگو مواجه شده‌ایم. هدف‌گذاری‌ها بلندپروازانه است، ادبیات سیاست‌گذاری مدرن است و در سخنرانی‌ها از آینده، تحول، توسعه و رقابت‌پذیری زیاد گفته می‌شود. بعد که پای اجرا به میان می‌آید، بخشی از پیش‌نیازهای همان هدف‌ها یا فراهم نیست یا درگیر مقررات، تصمیم‌های متناقض، محدودیت‌های اجرایی و موانعی است که خودشان سال‌هاست شناخته شده‌اند.

اقتصاد دیجیتال هم امروز گرفتار همین معضل است. سال‌هاست از دیجیتالی شدن اقتصاد حرف می‌زنیم. از دولت هوشمند، تحول دیجیتال، کسب‌وکارهای نوآور، هوش مصنوعی و اقتصاد دانش‌بنیان حرف می زنیم و نمایشگاه برگزار می‌کنیم، همایش می‌گذاریم، پنل تشکیل می‌دهیم و درباره آینده سخنرانی می‌کنیم.

اما بخش دشوار ماجرا جایی است که باید شرایط تحقق این حرف‌ها را فراهم کنیم. برای یک کسب‌وکارها اما، شعار قابل استفاده نیست. زیرساخت قابل استفاده است. دسترسی قابل استفاده است. ثبات مقررات قابل استفاده است. امکان برنامه‌ریزی قابل استفاده است.

کسب‌وکار می‌تواند با یک مشکل کنار بیاید، اما نمی‌تواند هر سال با سریالی از از همان مشکل ها مواجه شود و همچنان انتظار داشته باشیم هزینه و پیچیدگی آن برایش بی‌اهمیت باشد.

اینجاست که مفهوم «تاب‌آوری» هم نیاز به بازنگری پیدا می‌کند.در سال‌های گذشته، کسب‌وکارهای ایرانی بارها نشان داده‌اند که می‌توانند خودشان را با شرایط جدید تطبیق دهند. سرویس جایگزین پیدا کرده‌اند، ابزار ساخته‌اند، مسیر فنی جدید طراحی کرده‌اند و راه خودشان را ادامه داده‌اند.

اما قرار نیست توانایی یک جامعه در سازگار شدن با محدودیت، به شاخص موفقیت سیاست‌گذاری تبدیل شود. وقتی یک کسب‌وکار مجبور است برای ادامه فعالیت خود مدام راه‌حل جایگزین پیدا کند، این الزاماً نشانه انعطاف‌پذیری فوق‌العاده محیط کسب‌وکار نیست. گاهی نشانه این است که محیط بیش از اندازه پیچیده شده است.

مشکل اصلی هم دقیقاً همین تکرار است.

چرا یک مانع بعد از چند سال همچنان وجود دارد؟ چرا هر بار که درباره توسعه یک حوزه جدید صحبت می‌کنیم، همان مسائل قدیمی با شکل تازه‌ای برمی‌گردند؟ چرا به جای اینکه پیش‌نیازهای رشد را آرام‌آرام از سر راه برداریم، هر سال اهداف بزرگ‌تری برای همان بستر محدود تعریف می‌کنیم؟

پاسخ این پرسش ‌ها احتمالاً در یک تصمیم یا یک دستگاه خلاصه نمی‌شود. اقتصاد دیجیتال مجموعه‌ای از زیرساخت، مقررات، سیاست‌گذاری، سرمایه، نیروی انسانی و ارتباط با جهان است و اختلال در هر بخش، روی بخش‌های دیگر هم اثر می‌گذارد.

اما یک چیز روشن است: تا زمانی که نگاه ما به توسعه، بیشتر بر اعلام هدف متمرکز باشد تا فراهم کردن شرایط تحقق آن، فاصله میان شعار و واقعیت باقی می‌ماند.

در سالن نمایشگاه، هوش مصنوعی و آینده ایران موضوع گفت‌وگوست. بیرون از آن، کسب‌وکارهایی قرار دارند که برای استفاده از بخشی از ابزارها و خدمات پایه اقتصاد دیجیتال باید با محدودیت‌های متعدد کنار بیایند.

این دو تصویر وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، اساسا به نتیجه ای جز شعارزدگی و فاصله بسیار زیاد واقعیت با شعارهای الکامپ نمی رسند.

هوش مصنوعی با بنر و پنل و سخنرانی پیش نمی‌رود. اقتصاد دیجیتال هم با تکرار شعار توسعه «اقتصاد دیجیتال» توسعه نمی یابد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا