
بنا بر اخبار منتشره در رسانه ها دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده و طلا و سکه نیز در ادامه این روند، قیمتهای تازهای را ثبت کردهاند. عبور از این مرز، نه تنها تغییر یک نرخ در بازار ارز نیست بلکه عددهای بازار وقتی به چنین سطوحی میرسند، خیلی زود راه خود را به زندگی روزمره مردم و تصمیمهای اقتصادی باز میکنند.
در اقتصادی که بخش مهمی از قیمتها، هزینههای جاری و انتظارات به نرخ ارز گره خورده، هر جهش تازه میتواند محاسبات مصرفکننده و کسبوکار را تغییر دهد و به تبع آن خرید به تعویق میافتد، قیمتگذاری دشوارتر میشود، برنامهریزی کوتاه تر و در نهایت تصمیمهای توسعه ای محتاطانه تر میشوند. بازار در چنین وضعیتی در ابتدا اصطلاحا کپ می کند و پس از اندکی گیجی به دنبال نشانهای از ثبات و امکان پیشبینی می گردد.
فشارهای خارجی و تحریمها، محدودیتهای اقتصاد ایران را بیشتر کردهاند اما نتیجه این فشارها در نهایت در بازار و زندگی مردم دیده میشود. نمیتوان اقتصاد را فقط با نمودارها و نرخها سنجید، همانطور که نمیتوان اثر این اعداد بر رفتار مردم و کسبوکارها را نادیده گرفت.
مسئله اصلی امروز به شکل کلان حتی این قیمت بالای دلار هم نیست بلکه بازار برای ادامه حیات به دنبال گمشده خود در این سالها، یعنی ثبات می گردد.در واقع مسئله مهمتر این است که اقتصاد و بازار تا چه اندازه امکان برنامهریزی برای فردا را دارند.
بازار برای ادامه فعالیت به اعتماد، ثبات و چشمانداز نیاز دارد. هرچه این سه عامل ضعیفتر شوند، هزینه تصمیمگیری برای مردم و کسبوکارها بیشتر خواهد شد.
دلار ۲۰۰ هزار تومانی یک عدد تازه است اما مهمتر از خود عدد، اقتصادی است که باید بتواند با این عدد و پیامدهای آن کنار بیاید، بدون آنکه هزینه آن بیش از این بر زندگی مردم و توان فعالیت کسبوکارها منتقل شود.