
ناشران رسانهای در آمریکا و بریتانیا بهدنبال مقرراتی هستند که رباتهای جمع آوری محتوا را به اعلام هویت و هدف دسترسی خود ملزم کند. این تلاش در شرایطی شدت گرفته که استفاده از رباتهای هوش مصنوعی، جمع آوری خودکار دادههای وب را به مسئلهای مهم برای مالکیت محتوا، اقتصاد رسانه و آینده مدلهای درآمدی ناشران تبدیل کرده است.
بر اساس گزارشی که Digiday، تلاش ناشران برای مقابله با جمع آوری خودکار محتوا توسط رباتهای هوش مصنوعیاز راهکارهای فنی فراتر رفته و به پیگیری قانونگذاری در دو سوی اقیانوس اطلس رسیده است.
در آمریکا، قانون پیشنهادی “Stealth Bot Prohibition Act“ یکی از محورهای این تلاشهاست. این طرح که در ماه جولای ۲۰۲۶ به کنگره ارائه شد، با هدف مقابله با رباتهایی مطرح شده که هویت و هدف فعالیت خود را پنهان میکنند. در بریتانیا نیز ناشران خواستار حمایت دولت از مقررات مشابه شدهاند. تا زمان انتشار گزارش Digiday، این تلاش ها برای رسیدن به قانون یکپارچه در این زمینه ادامه دارد.
مسئله اصلی برای ناشران این است که ابزارهای فنی موجود همیشه برای شناسایی و متوقفکردن رباتهایی که خود را بهجای ترافیک عادی وب معرفی میکنند، کافی نیستند. فایل robots.text به مدیران سایت اجازه میدهد دستورالعملهایی برای خزندهها تعیین کنند، اما بهتنهایی تضمین نمیکند که همه رباتها از این دستورالعملها پیروی کنند.
ابعاد مسئله در آمار ترافیک رباتها
گزارش امسال ۲۰۲۶ شرکت DataDome درباره ترافیک رباتها و تهدیدهای امنیتی، تصویری از گسترش فعالیتهای خودکار ارائه میدهد. این شرکت اعلام کرده است که در فاصله جولای ۲۰۲۵ تا جوئن ۲۰۲۶، ترافیک رباتهای مخرب در شبکه مشتریانش ۱۲۴ درصد افزایش یافته است که معادل رشدی بیش از ۹ برابر نرخ رشد ترافیک انسانی در همان دوره است.
بر اساس همین گزارش، جمعآوری خودکار دادهها یا web scraping، معادل ۷۰٫۹ درصد از ترافیک رباتهای مخرب شناساییشده را تشکیل داده و حجم این فعالیت در دوره مطالعه ۱۸۵٫۲ درصد افزایش یافته است. DataDome این روند را، از جمله، در ارتباط با افزایش تقاضا برای جمعآوری داده در مقیاس وسیع برای آموزش مدلها و ارائه خدمات هوش مصنوعی بررسی میکند.
البته لازم به یادآوری است که این آمار به دادههای شبکه مشتریان DataDome مربوط است و لزوما نمی توان آنرا به کل ترافیک اینترنت تعمیم داد و همچنین اینکه همه رباتها مخرب نیستند، خزندههای موتورهای جستوجو و برخی ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند کاربردهای درست داشته باشند. بنابراین چالش ناشران، صرفاً کاهش ترافیک ربات ها نیست، بلکه تشخیص ماهیت و هدف دسترسی های آنهاست.
در ادامه، مسئله فقط به دسترسی هم محدود نمی شود
برای ناشران، جمعآوری محتوا از سوی رباتهای هوش مصنوعی علاوه بر چالش امنیت سایت، پرسشی فراتر از این موضوع ایجاد میکند، اینکه چه کسی از ارزش اقتصادی محتوایی بهره میبرد در حالی که تولید محتوای حرفه ای، هزینه بر است؟
رسانهها برای تهیه گزارش، تحلیل، مصاحبه و محتوای تخصصی به نیروی انسانی و منابع مالی نیاز دارند. در مقابل، شرکتهای فناوری میتوانند دادههای وب را برای توسعه محصولات و خدمات هوش مصنوعی به کار بگیرند. اگر محتوای یک ناشر در چنین محصولاتی استفاده شود، اما استفاده از آن به بازدید مستقیم از سایت یا توافق تجاری منجر نشود، ناشر برای حفظ سهم اقتصادی خود با دشواری رو به رو می شود.
بااینحال، باید میان چند مسائلی که اینجا پیش می آید، تفاوت گذاشت: جمعآوری خودکار محتوا، نقض دستورالعملهای سایت، استفاده از محتوای دارای حق نشر ( و حتی محتوای عمومی) و استفاده از دادهها برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی الزاماً یک موضوع حقوقی واحد نیستند. قانونیبودن هر مورد به شرایط دسترسی، نوع محتوا، شیوه استفاده و قوانین حوزه قضایی مربوطه بستگی دارد.
به همین دلیل، درخواست ناشران برای شفافیت درباره هویت و هدف رباتها را میتوان بخشی از تلاش گسترده تر برای ایجاد چارچوبی روشن تر در دسترسی به محتوای حرفه ای دید، قواعدی که ممکن است در آینده بر مذاکرات مربوط به مجوز استفاده از محتوا و روابط تجاری میان ناشران و شرکتهای هوش مصنوعی نیز اثر بگذارند.
آیا قانونگذاری جدید، میتواند اقتصاد محتوا را نجات دهد؟
الزام رباتهای هوش مصنوعی به اعلام هویت و هدف میتواند شناسایی فعالیتهای خودکار را آسانتر کند و به ناشران امکان دهد کنترل دقیقتری بر دسترسی به محتوای خود داشته باشند. اما شفافیت بهتنهایی مسئله جبران مالی یا نحوه استفاده از محتوا را حل نمیکند. حتی اگر ناشر بتواند یک ربات را شناسایی کند، تعیین شرایط مجاز استفاده، اجرای محدودیتها و مذاکره درباره ارزش اقتصادی محتوا همچنان چالشهای جداگانهای خواهند بود.
از نظر بازاریابی و اقتصاد رسانه هم این مناقشه به پرسشی بنیادی تر میرسد، اینکه در فضایی که ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند اطلاعات را جمعآوری، پردازش و در قالب پاسخهای جدید عرضه کنند(در حالی که کاربر حتی وارد سایت تولیدکننده محتوا هم نمی شود)، ارزش محتوای اصلی چگونه حفظ میشود و چه سهمی از ارزش ایجادشده به تولیدکننده محتوا میرسد؟
منبع digiday
گردآوری و تنظیم تحریریه مارکتینگ نیوز