
اگر مدل کلاسیک پروفسور مک کارتی(Marketing Mix) را هنوز یکی از الگوهای برنامه ریزی بازاریابی بدانیم، در سلسله یادداشت هایی در مارکتینگ نیوز و با توجه به اطلاعات منتشر شده توسط مرکز آمار ایران به بررسی وضعیت بازاریابی در این برهه زمانی پرداختیم.
در یادداشتی به بازاریابی خدمات، P product و در یادداشت دیگری به موضوع استراتژی قیمتگذاری، P price پرداختیم و حالا در آخرین یادداشت این مجموعه، مکان P place را بررسی خواهیم کرد.
در گزارش رشد اقتصادی بهار ۱۴۰۵، یک عدد نسبتا قابل تأمل برای بازاریاب ها وجود دارد: رشد گروه «حملونقل، انبارداری و ارتباطات» ۱۷ درصد منفی شده است. سهم این گروه از GDP نیز از ۷.۸ درصد در بهار ۱۴۰۴ به ۷.۲ درصد در بهار ۱۴۰۵ رسیده است.
مرکز آمار ایران سهم سه حوزه حملونقل، انبارداری و ارتباطات را بهصورت جداگانه اعلام نکرده و در گزارش نیز توضیح روشنی درباره دامنه فعالیتهای قرارگرفته در بخش ارتباطات ارائه نشده است. بنابراین نمیتوان عملکرد هر یک از این حوزهها را بهطور مستقل از این عدد استخراج کرد. اما افت ۱۷ درصدی این گروه در مجموع، به اندازهای قابل توجه است که از منظر بازاریابی نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
در آمیخته بازاریابی 4P، حملونقل و انبارداری را میتوان بهطور مستقیم با Place مرتبط دانست؛ بخشی که به دسترسی و رساندن محصول به مشتری مربوط میشود. از این زاویه، آسیب به مسیر توزیع فقط یک مسئله عملیاتی نیست و میتواند بر تصمیمهای استراتژیک بازاریابی نیز اثر بگذارد.
در یادداشتهای قبلی MarketingNews، از Product در قالب بازاریابی خدمات و از Price در قالب استراتژی قیمتگذاری در شرایط تورمی نوشتهایم. حالا این یادداشت به Place میرسد؛ به این پرسش که محصول چگونه و از چه مسیری به بازار و مشتری میرسد.

قرار گرفتن «ارتباطات» در کنار حملونقل و انبارداری، یک لایه دیگر هم به این بحث اضافه میکند. اگرچه گزارش اجازه نمیدهد ارتباطات را بهصورت مستقل تحلیل کنیم، اما از منظر مفهومی میتوان آن را به Promotion هم نزدیک دانست، بخشی از بازاریابی که وظیفه ارتباط برند با بازار را بر عهده دارد. در نتیجه، این ترکیب سهگانه یادآور یک واقعیت ساده است: حضور در بازار فقط به محصول وابسته نیست، مسیر دسترسی به مشتری و ارتباط مناسب با او، هم اهمیت دارد.
افت ۱۷ درصدی این گروه را میتوان به معنای نشانهای جدی از فشار بر بخشی از زیرساختهای مرتبط با دسترسی، جابهجایی و ارتباط با بازار دانست؛ فشاری که سازمانها باید در برنامههای توزیع، کانالهای دسترسی و استراتژیهای ورود به بازار خود به آن توجه کنند.
اگر بازاریابی قرار است در چنین اقتصادی به رشد کسبوکار کمک کند، تصمیمگیری درباره محصول، قیمت و حتی ارتباط و تبلیغات بهتنهایی کافی نیست. گاهی مسئله از همان جایی شروع میشود که محصول باید از آن مسیر به مشتری برسد. و عدد منفی 17 درصد، دلیل کافی برای جدیتر گرفتن همین بخش از معادله بازاریابی است.