
گزارش مرکز آمار ایران درباره رشد تولید ناخالص داخلی سه ماهه اول سال ۱۴۰۵، موضوع یادداشت هایی در مارکتینگ نیوز با زاویه نگاه متفاوت از اقتصاد ایران شد. یادداشت وقتی اقتصاد کوچک میشود، منطق بازاریابی هم باید تغییر کنددرباره اینسایت های کلی این گزارش و مطلباستراتژی قیمتگذاری در عصر تورم فزاینده؛ سرگردان میان افزایش قیمتهای مکرر و حفظ ارزش ادراکشده درباره رابطه بین استراتژی های قیمت گذاری در زمان تورم بالا و ارزش ادراک شده برند/کالا بود. حالا و در سومین یادداشت از این مجموعه به موضوع بازاریابی خدمات و نقش تغییرات بخش خدمات در تولید ناخالص داخلی بر آن خواهیم پرداخت.
در بهار ۱۴۰۵، بخش خدمات که نزدیک به ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی ایران را تشکیل میدهد، ۴.۸ درصد کوچک شده است. این عدد زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم خدمات در سال گذشته نیز حدود ۴۰ درصد از GDP کشور را در اختیار داشته است یعنی با بخشی از اقتصاد روبهرو هستیم که نمیتوان کاهش فعالیت آن را صرفاً یک نوسان در یکی از زیربخشهای اقتصادی دانست.
گزارش مرکز آمار ایران نشان میدهد رشد بخش خدمات در بهار امسال به منفی ۴.۸ درصد رسیده است. در میان شاخههای مختلف این بخش نیز وضعیت یکسان نیست.
عمدهفروشی و خردهفروشی، هتل و رستوران ۳.۹ درصد کاهش داشتهاند؛ فعالیتهای مستغلات، اجاره و خدمات کسبوکار ۰.۵ درصد کوچک شدهاند و مجموعه خدمات عمومی، آموزشی، بهداشتی و اجتماعی نیز ۳.۱ درصد کاهش داشته است. در مقابل، واسطهگری مالی ۲ درصد و سایر خدمات عمومی، اجتماعی و شخصی ۱۳.۱ درصد رشد کردهاند.
در نتیجه، منفی شدن ۴.۸ درصدی خدمات به معنای کاهش یکسان همه فعالیتهای خدماتی نیست اما برآیند آنها نشان میدهد یکی از بزرگترین بخشهای اقتصاد ایران در بهار ۱۴۰۵ کوچکتر شده است.
حتی افزایش سهم خدمات از ۳۸.۶ درصد در بهار ۱۴۰۴ به ۴۰.۹ درصد در بهار ۱۴۰۵ نیز نباید به معنای رشد این بخش تفسیر شود. این افزایش سهم عمدتاً در شرایطی اتفاق افتاده که بخشهای دیگر، بهویژه صنعت و معدن، با کاهش شدیدتری مواجه شدهاند. بنابراین در مجموع خدمات سهم بزرگتری از یک اقتصاد کوچکتر پیدا کرده است.

اهمیت این موضوع فقط به کاهش سهم محدود نمیشود. اگر قرار باشد اقتصاد ایران در مسیر رشد قرار بگیرد، نمیتوان بخش خدمات را نادیده گرفت. خدمات سهم بزرگی از تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارد و طیف گستردهای از فعالیتهای اقتصادی از تجارت و گردشگری و رستوران تا خدمات کسبوکار، مالی، آموزشی، درمانی و سایر خدمات را دربرمیگیرد. رشد اقتصادی بدون توجه به ظرفیت های رشد این بخش، عملاً نادیده گرفتن بخش بزرگی از ظرفیت اقتصاد کشور است.
از طرف دیگر، کوچک شدن بازار خدمات یک پیام مشخص برای کسبوکارها دارد. خدمات برخلاف بسیاری از کالاهای فیزیکی، ارزش خود را تا حد زیادی در تجربه، رابطه و تداوم استفاده ایجاد میکنند. وقتی سهم هزینه مشتری برای خدمات تحت فشار قرار میگیرد، حفظ مشتری فعلی و حفظ سهم از سبد هزینه او دشوارتر میشود حتی ممکن است مشتری بدون قطع کامل رابطه، دفعات استفاده یا حجم خرید خود را کاهش دهد.
اینجاست که موضوع به بازاریابی نزدیک میشود. در چنین شرایطی، نگهداشت مشتری فقط به معنای جلوگیری از ریزش مشتری نیست بلکه حفظ سهم برند از سبد مشتری نیز اهمیت پیدا میکند. برای سازمانهای خدماتی، این وضعیت میتواند به بازنگری در کیفیت ارائه خدمت، ارتباط با مشتری، پشتیبانی و سازوکارهای CRM منجر شود.
از منظر کلان هم به این نکته باید توجه داشت که برای بازگشت اقتصاد به مسیر رشد، خدمات باید دوباره بتواند رشد کند و برای کسبوکارهای خدماتی، در بازاری که کوچک شده است، حفظ مشتری و سهم از سبد او بیش از گذشته به یک مسئله استراتژیک تبدیل شده که نیازمند بازنگری و بازتعریف استراتژی های بازاریابی علی الخصوص بخش هایی که با مشتری ارتباط مستقیم دارند، می باشد.