
در اکوسیستم اقتصاد دیجیتال ایران و به طور کلی در بازارهای پر نوسان، رسیدن به نقطه سربهسر یا Break even یک موفقیت بزرگ و البته یک جنگ تمامعیار است و همواره یکی از دشوارترین چالشهای استراتژیک کسب و کارهاست، چه رسد به کسب سودهای چند صد درصدی آن هم در فاصله یکساله! در همین راستا، انتشار گزارشهای مالی اخیر از شرکت «نوآوران تجارت الکترونیک هستی» از زیرمجموعه های هلدینگ گلرنگ که مدیریت پلتفرم اُکالا را بر عهده دارد، پرسشهای مهمی را در میان تحلیلگران حوزه بازاریابی و اقتصاد دیجیتال ایجاد کرده است.
گزارش مذکور، از یک جهش خیرهکننده خبر میدهد، گذار از زیان خالص ۹۲۱ میلیارد تومانی در سال ۱۴۰۳ به سود خالص ۴۳۷ میلیارد تومانی در سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱۴۰۴. در ادامه به بررسی بیشتر این موضوع می پردازیم.

تغییر پارادایم یا بازتعریف ساختار درآمدی
ستون اصلی این تحول، گزارشی از رشد چشمگیر درآمد از طریق مدل مارکت پلیس و به طور ویژه، رشد حدود ۱۰ برابری درآمد حاصل از اجاره فضای سایت برای تبلیغات است. از منظر تئوری های بازاریابی، به نظر می رسد که اُکالا با حرکت به سمت مدل Retail Media یعنی تبدیل پلتفرم به رسانه تبلیغاتی، تلاش کرده است تا وابستگی خود را از حاشیه سود پایینِ فروش مستقیم، به سمت درآمدهای با حاشیه سود بالای تبلیغات سوق دهد.
اما، تحلیل این جهش در بستر اقتصاد فعلی ایران مستلزم بررسی دقیقتر است. در سالی که با چالشهای ساختاری در زیرساختهای اینترنت، نوسانات شدید قدرت خرید و تغییر الگوی مصرف روبرو هستیم، رشد حدود ۱۰ برابری بخش تبلیغات در یک پلتفرم خردهفروشی، یک پرسش اساسی ایجاد میکند و آن این است که آیا این رشد، بازتابدهنده افزایش واقعی بودجههای تبلیغاتی برندها در بازار است، یا محصول تغییر در روشهای شناسایی درآمد و طبقه بندی هزینه هاست
ضرورت بررسی کیفیت سود و جریان نقدینگی
یکی از نقاط حساس در تحلیل این گزارش، عدم انتشار صورتهای مالی مستقل اکالا و اتکا به اعداد شرکت هستی است. در روزنامهنگاری مالی، در چنین مواقعی که با چنین جهشهای ناگهانی در سود خالص مواجه هستیم، توجه از میزان سود باید به سمت کیفیت سود تغییر کند.
با توجه به شناختی که از این مجموعه داریم، دو متغیر اصلی برای ارزیابی اعتبار این سود در این گزارش مفقود هستند:
مورد اول جریان وجوه نقد عملیاتی Operating Cash Flow است. در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا این ۴۳۷ میلیارد تومان سود، به صورت نقدینگی واقعی در حسابهای شرکت نشسته است یا در قالب حسابهای دریافتنی و درآمدهای تحققنیافته ثبت شده است
موضوع بعدی، شفافیت در معاملات بین شرکتی است، با توجه به ساختار گروهی این شرکت، بررسی دقیقتر میزان مشارکت شرکتهای همگروه در ایجاد این حجم از درآمد تبلیغاتی و کارمزد، برای درک واقعیت بازار ضروری است.
جمع بندی یادداشت
و در پایان اینکه اگر فرض کنیم این سود حاصل از یک بازنگری موفق در مدل کسبوکار و بهینهسازی هزینههای عملیاتی باشد، اکالا میتواند نه تنها الگویی از تابآوری در بازار ایران باشد بلکه یک الگوی بسیار موفق از کسب و کار در بحران برای سایر کسب و کارها ارائه دهد.
اما اگر این جهش ناشی از تغییر در سیاست های حسابداری یا تعریف جدید در هزینههای جذب مشتری باشد،که در موارد مشابه فرضیه کلاسیک تفکیک میان واقعیت عملیاتی و اعداد دفتری را داشتیم، با سناریوی دیگری روبرو هستیم.
شاید مهمترین نکته این ماجرا نیز همین باشد. اگر اقتصاد ایران هنوز همان اقتصادی است که اغلب مدیران از دشواریهای آن سخن میگویند، پس موفقیتی با این ابعاد، بیش از آنکه یک خبر خوب و غرور آمیز برای یک سازمان باشد، یک خبر قابل توجه و مسرت بخش برای فعالان اکوسیستم اقتصاد دیجیتال در ایران می تواند باشد.
در نهایت، در حالی که اعداد ارائه شده در گزارش دیجیاتو با عنوان «اُکالا در سال ۱۴۰۴ سودده شد؛ از ۹۲۱ میلیارد تومان زیان به ۴۳۶ میلیارد تومان سود خالص» و البته سایر منابع، چشماندازی روشن از بازگشت به سودآوری را ترسیم میکنند، اما این پرونده برای متخصصان و فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال به یک گزارش تحلیلی و مستند نیاز دارد.
