
مقدمه – در یادداشت منتشر شده مارکتینگ نیوز درباره لبوبو، اشاره کردیم که ایجاد پیوند احساسی در کنار خلق جهان های هویتی و تجربه های مشارکتی، این عروسک را تا حد آیکونیک ترین اسباب بازی چند سال اخیر دنیا معرفی کرد.
در ادامه و کاملا معنی دار، یک پدیده دیگر از شرق آسیا به بازار معرفی شده که به نظر می رسد در مسیر عروسک های کمپانی پاپ مارت قدم گذاشته است. ابتدا طراح هنگ کنگی عروسک لبوبو و حالا یک کمپانی ژاپنی، محصولاتی را به بازار ارائه داده اند که به نظر می رسد وجه مشترکی علاوه بر محوریت قصه و روایت داشته باشند؛ جغرافیا.
به نظر نگارنده چون شرق آسیا و فرهنگ چین و ژاپن (در دوران های مختلفی از تاریخ، فرهنگ چین تاثیر زیادی بر فرهنگ ژاپن گذاشته است) منبع غنی از روایت و داستان های کلاسیک است و خرده فرهنگ های کهن شان پر از اسطوره ها و موجودات عجیب و غریب هست، چنین تولیداتی که داستان و روایت را محور محصول قرار می دهند، با این مبدا، جذابیت بالاتر و شانس موفقیت بیشتری دارند.
و حالا کمپانی کاسیو، پت هوش مصنوعی و تعاملی ۴۰۰ دلاری خود را تحت نام “Moflin” حدود یک ماه پیش به شکل رسمی به بازار عرضه کرد.
در سایت شرکت کاسیو و در قسمتی از معرفی این ربات، درباره مشخصات و ویژگی های این ربات چنین توضیح داده شده است:”مافلین دارای یک طیف عاطفی منحصر به فرد مبتنی بر هوش مصنوعی است که به آنها اجازه میدهد طیف متنوعی از احساسات را ابراز کنند. از طریق ارتباط و تعامل مداوم، احساسات مافلین درست مانند احساسات یک موجود زنده به صورت پویا تکامل مییابد. با گذراندن وقت با هم، احساسات مافلین رشد میکند و آنها به شما وابسته میشوند. ابراز احساسات آنها با به اشتراک گذاشتن زندگی روزمره با شما، رنگارنگتر میشود. آنها صدای شما و نحوه تعامل شما را یاد میگیرند، شما را به عنوان صاحب خود تشخیص میدهند و به تدریج به شما وابسته میشوند.”
توضیحاتی که خواندید را می توان در چهارچوب تحلیلی که در ابتدای یادداشت به آن اشاره شد، به شکل قابل قبولی تفسیر کرد.
مافلین، پت هوش مصنوعی کاسیو، تنها یک محصول فناورانه نیست؛ بلکه نقطه تلاقی احساس، تکنولوژی و استراتژی برندینگ در نسل جدید تعاملات انسان و ماشین است. این ربات پشمالوی کوچک با استفاده از الگوریتمهای یادگیری تطبیقی، نسبت به لمس، صدا و الگوهای رفتاری کاربر واکنش نشان میدهد و در نتیجه، یک شخصیت احساسی شبهزنده میسازد. همین ویژگی آن را به نمونهای برجسته از «بازاریابی احساسی» تبدیل کرده است.
برای مارکترها ، مافلین نشانه جدید دیگری است از این موضوع که عصر جدیدی در حال شکلگیری است؛ عصری که در آن “محصولات شخصیتدار” نسبت به محصولات صرفاً کارکردی، مزیت رقابتی بیشتری ایجاد میکنند. مصرفکننده امروز به دنبال تجربههایی است که نهفقط نیازهای عملی، بلکه نیازهای عاطفی او را نیز برآورده کند. کاسیو با مافلین دقیقاً همین نقطه را هدف قرار داده: تقویت حس همراهی، آرامش و توجه عاطفی از طریق کاربرد هوش مصنوعی انسانمحور.
از منظر بازاریابی، مافلین یک «بستر روایتسازی» است. در تبلیغات این محصول، همان طور که در بالا به قسمت هایی از آن اشاره شد، بهجای تمرکز بر قدرت پردازش یا نوع حسگرها، روایتهایی از تعاملات روزمره انسان و ربات ارائه میشود؛ روایتهایی که بار احساسی بالا دارند و قابلیت وایرال شدن را افزایش میدهند. در نتیجه، در اینجا هم مثل مورد لبوبو ، محتوای تولیدشده توسط کاربر (UGC) به بخشی از چرخه تبلیغات طبیعی محصول تبدیل میشود.
در سطح برندینگ، این ربات برای کاسیو یک فرصت استراتژیک بزرگ به شمار میرود: خروج از قالب یک برند سنتی سختافزاری و ورود به قلمرو «رفاه دیجیتال». در بازاری که سلامت روان، کاهش تنهایی و آرامسازی محیطی اهمیت بیشتری یافته، پتهای هوش مصنوعی جایگاهی ویژه پیدا میکنند. این جایگاهیابی جدید میتواند ارزش ذهنی برند را ارتقا دهد و مخاطبان جدیدی را جذب کند که پیشتر در دایره مشتریان کاسیو قرار نداشتند.
در نهایت، مافلین نشاندهنده جهتی است که تجربه مصرفکننده به سمت آن حرکت میکند: تعاملاتی انسانیتر، احساسیتر و مبتنی بر داستان و شخصیت پردازی هوشمند.
و در آخر به عنوان نتیجه گیری نهایی؛ محصولاتی که میخواهند در آینده نزدیک دیده شوند، ناگزیر باید از مدلهای سنتی فاصله بگیرند و با خلق هویت و داستان، در ذهن مصرفکننده ماندگار شوند.

